|
درجوامع بشری ادبیات حیثیت انعکاس دهنده احساسات ، عواطف، و واقعیت ها و منزله روح را درجامعه کمایی نموده است . ادبیات است که با ظریف ترین وجه علائق ، خواستها و انگیزه های نهفته درنهاد انسان ها را بیان میکند و زیبایی طبیعت را به تصویر می کشد با ادبیات پرده ازروی رازها و رمزهای جهان برداشته می شود و با نازک خیالی های ادبا برسرنوشت مشترک انسانها ( بنی آدم اعضای یکدیگرند ) تاکید می شود و از این میان سنگینی مسوولیت شعررا درمیان سایر ژانرهای ادبی بیشتراحساس میکنیم زیرا شعراست که با کوتاه ترین الفاظ طولانی ترین مطالب را می رساند. پس شعرچیست و شاعر کیست ؟ روًیا ها و تخیلاتی را که شاعر درمغزخود می پروراند تا ما را از رنج واقعیات زندگی خلاصی بخشیده زیشتیها و زیبائیها را درنظرما بهتر جلوه دهد شعرمیگویند. شعرمحصولی علاقه ها ، محبت ها ، عشق ها ، و بیانگر رنجهای روحی و آرام بخش فکرانسانهاست شعرهمچون قطرات شبنم سحرگاهی است که روح پیر را جوان میکند ودر دلهای نا امید چراغ امید و آروزو را برمیافروزد ، عشقهای خفته را بیدارمینماید و همچون اشعۀ زرین آفتاب صبح بهاری به حقایق زشت و کریه واقعیات زندگی گرد طلائی می پاشد دنیا را مظهر صفا و خالی ازغبارکینه و کدورت مینماید، ریشه ظلم و ستم را دردلها میخشکاند و عقده های بخل و حسد را ازجان آدمی دورنموده و دردلها شادی و نشاط میآفریند ، و شاعرکسی است که روح بلند پرواز ما را بر روی بالهای اندیشه و تخیلات شاعرانۀ خویش بعالم ملکوتی سیر میدهد و بطرف کمال مطلق و آزادی حقیقی رهبری مینماید ، تلخیها و ناکامیهای عالم حیات را با خواسته های دل ما همسازمیگرداند . دنیای شاعر دنیایی است که در آن غیر ازصفا ویکرنگی ، دوستی ومهرو محبت و احساسات شریف انسانی چیز دگری وجود ندارد ، شاعر کسی است که بار اندوه وملال عالم هستی را بدوش او می افکنیم ، تا دلش نالان و چشمش گریان شود وآوای دل رنجدیدۀ خویش را از زبان او بشنویم و با صدای او سرود و ترانه آغازکنیم . شاعراین مسولیت را ازما می پذیرد و به ندای دل ما گوش میدهد ، او برای همین آفریده شده است ، رنج میبرد ومیگرید اما دردل دیگران امید وآروزورا زنده می کند همچون شمعی می سوزد ولی جمعی را روشنی و صفا می بخشد . قلب شاعرچو گلان چمن است طبع او بلبل شیرین دهن است اگرشعرنبود مردم دنیا ازاینهمه زیبائی و نیکی که دردل شاعر جلوه میکند بی نصیب میماندند . کیست که زیبائیهای طبیعت را درک نکند ؟ و کیست که با اندازۀ فهم و احساس خویش زیبائی را دوست نداشته باشد. همه ازمشاهده یک منظرۀ دل انگیز لذت میبرند. هرکسی ازدیدن یک گل زیبا بوجد و طرب میآید ، چشمان فتنه انگیزوابروان زیبا و گیسوان هوس انگیزرا همه دوست دارند ولی تنها شاعراست که تاب گیسوان معشوق و اشارتها و کرشمه های ابروان او را با چشم دل خویش می بیند : تومومی بینی ومن پیچش مو تو ابرو من اشارتهای ابرو بیائید تا ما هم زمانی ازخود بی خبرشویم و لحظه ای جان وتن خویش را ازعالم مادیات ورنج واقعیات زندگی آزاد کرده وبه دنبال شاعران وپا بپای ایشان گام برداریم وازگلستان شعرو ادب گلی بچینیم . + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ دوشنبه 29 مرداد1386 ÊæÓØ "عـلی مـهـــدی یار" |
دوستان عزیز سلام .عید تان مبارک فرخنده میلاد سه گوهرتابناک امامت و ولایت را به پیشگاه ولی عصرآقا امام زمان (ع) وبه تمام مسلمانان جهان بالخصوص به شیعیان و محبان خاندان عصمت و طهارت ازصمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می نمایم + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه 27 مرداد1386 ÊæÓØ "عـلی مـهـــدی یار" |
تورا دوست دارم تــوآبــی تـر از آســمانی، تــورا دوست دارم گـل آویــز ایـن بوسـتانی ، تـورا دوست دارم چوعـطرهوسناک گلهای وحشی دراین دشت هــمیشه روانـی ، روانـی ، تورا دوست دارم تـوبا لـحظه هـای قـشنگ سـحر میزنی موج بــه دریـای اززنــدگانی، تـو را دوست دارم ازآن ســـــوی دیـــوارهـــای بــلند جــــنوبی مــرا هــمدل وهــمزبانی ، تورا دوست دارم دعــــا می کــنم تا بــیایی به ویـرانـــه مــن گــل مــهربـانی نــشانی، تـورا دوست دارم هــمین قـدر می دانم ازتـو که مانند خورشید جــلودار ایــن کـاروانی، تـورا دوست دارم تـوزیـبا تـرین های احـساس را می شـناسی تــواین باغ را باغــبانی، تـورا دوست دارم بـهاری تـرین صبح من ای طلوع درخشان تـومـثل خـــدا جـاودانی تــورا دوست دارم + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه 14 مرداد1386 ÊæÓØ "عـلی مـهـــدی یار" |
مـرا با خویش خواهد برد غم آهسته آهسته شـب شـیطانی ونفس وستم آهـسته آهـسته تـــوای آیــــنه درآیــــنه درآیــــنه نـــورانی شـبی بـگـذار برچـشمم قـدم آهـسته آهـسته بگوامشب کدامین سمت وسوآینه می پاشی که برجـا پای تـوبـوســه زنم آهسته آهسته چنان می سوزم از خال سیاه روی مه پوشت که خالی مانده یادم از خودم آهسته آهسته بیا یک شب فقط یک شب تماشاکن مرا وقتی که میگریم به نامت دم به دم آهسته آهسته زمین در انتظارت گردِ خود ازدرد می پیچد زمـــان افـتاده گـوی ازقــدم آهـسته آهـسته تمام آسمان را بسته می بینم دری بگشای! که دارم ازخودم دل می کنم آهسته آهسته + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه 14 مرداد1386 ÊæÓØ "عـلی مـهـــدی یار" |
Y زندگی خواب است. عشق روءیای آن Y زندگی حتی با عشق گمشده نیز شیرین تر از زندگی بی عشق است . Y عشق چراغ راه زندگی است. Y عشق یعنی خدا ، ومرگ به معنای آن است که یک قطره ازاین عشق به سرچشمه اش بازگردد. Y عشق یک تنفس آسمانی از فضای بهشت است. Y بهترین راه غرق شدن درراه خدا عشق است. Y کلید تمامی راز ها عشق است Y زمانی که با قلب سرشار از عشق کار میکنیم موفق هستم Y عشق معمولاً نوعی عذاب است اما محروم بودن ازآن مرگ است. Y عشق روح را توانا می سازد وانسان را زنده نگه می دارد. Y عشق تنها مرضی است که بیمار ازآن لذت می برد. Y عشق شبنمی است که ازآسمان به غنچه قلب عاشق می نشیند. Y عشق حقیقی تنها هنگامی تجلی می یابد که آتش شهوت اولیه فرو بخوابد و گدازه های سوختۀ آن به خاکستر تبدیل شوند. Y عشق جهان عضیمی است که تو باید تمام عمرت را صرف ادراک آن کنی Y انسان به یک قانون منحصر به فرد {عشق } نیاز دارد تا بتواند درصفای کامل با جهان روحانی ومعنوی هم زیستی کند. Y وقتی شما زبان عشق را بلد باشید به آسانی درک می کنید که کسی در دنیا انتظار تان را می کشد چه دروسط صحرا باشد چه دریک شهر Y وقتی دوعاشق با هم ملا قات میکنند و نگاهشان به هم می افتد گذشته و آینده اهمیت خود را از دست می دهد. Y عشق همیشه با حسادت و احساس مالکیت توأم است و مانند همه مبارزات نیز قربانیان بی شمار دارد. ای که مایوس ازهمه سوی به سوی عشق رو کن قبله دلهاست آنجا هرچه خواهی آروزو کن + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه 14 مرداد1386 ÊæÓØ "عـلی مـهـــدی یار" |
ای شــــمیم مــوی دلــدار، انتظار یـاد گـارفــــرقــت یـــار، انتظار هـمــــدم دیرین هـجران و فـــراق مــــایـۀ امــــــید دیــدار، انتظار دســــتگــیر روزهـــای بــیکـسی شــــمع بـیدار شـب تار، انتظار بهـــر یکــدم دیـدن بی چندو چون با حــبیبم وعــده بگذار، انتظار رحـــــم کــن بردیــدۀ درمـانـده ام ازجــمالــش پرده بردار، انتظار کی به مقصد می رسیم ای همسفر کــی بــود هـنگام دیدار، انتظار او درآغوش تو خوش سر می کند ما و یک دنـیای غـمبار، انتظار عمرمن در تو خلاصه می شود لحظه هایم ازتو سرشار،انتظار + äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه 13 مرداد1386 ÊæÓØ "عـلی مـهـــدی یار" |
+ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ شنبه 13 مرداد1386 ÊæÓØ "عـلی مـهـــدی یار" |
|
| ||||||